المحقق السبزواري
512
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
درجهاى كه استحقاق آن دارد مرتب دارد . و طبقات مردمان بر پنج صنف مرتّب آيد : اول ، كسانى كه به طبع خيّر باشند و خير از ايشان به غير تعدّى كند ، چون علما و حكما و فقها و عرفا و امثال ايشان و اين طايفه غايت ايجاد و خلاصه عبادند و بايد كه نزديكترين مردم به پادشاه اين طبقه باشند ، و ايشان را عزيز بايد داشت و در تعظيم و توقير و اكرام و انجاح مطالب ايشان هيچ دقيقه مهمل نبايد گذاشت و ايشان را رؤساى باقى خلق بايد شناخت . صنف دوم ، كسانىكه به طبع خيّر باشند و خير ايشان متعدّى به غير نباشد و مرتبه اين طبقه از طبقه اولى پستتر است ، چه طبقه اولى را با وجود حصول كمال و سداد صفت تكميل و ارشاد حاصل است و اين طبقه از مرتبهء تكميل قاصرند . صنف سوم ، كسانىاند كه به طبع نه خيّر باشند و نه شرير و اين طبقه را در ظلّ حمايت خود ايمن بايد داشت ، و خفض جناح رحمت بر ايشان بايد نمود و بر خيرات تحريض بايد فرمود تا استعداد ايشان فاسد و ضايع نگردد و به قدر امكان به كمال لايق برسند . صنف چهارم ، كسانى كه شرير باشند ، امّا شرّ ايشان به غير تعدّى نكند و اين جماعت را تحقير و اهانت بايد نمود و به نصايح و مواعظ و ترغيبات و ترهيبات « 1 » بر كارهاى نيكو بايد داشت و از افعال ذميمه تحذير بايد فرمود و از قبايح و فضايح ، ايشان را منزجر بايد نمود تا طبع خود بازگزارند و به جانب خوبى گرايند ، و الّا در هوان و خوارى باشند . صنف پنجم ، گروهىاند كه به طبع شرير باشند و شرّ ايشان متعدّى به غير باشد و اين طايفه بدترين خلقند و ضد طايفه اولى . و از اين طايفه جمعى كه اميد خيريت [ 131 ب ] و صلاح به ايشان باشد به تأديبات شرعى و تقويمات عقلى تهذيب و اصلاح بايد نمود ، و جمعى كه اميد به اصلاح نباشد اگر شرّ ايشان عموم و شمول نداشته باشد ، پادشاه به مقتضاى رأى صحيح با ايشان مدارا كند و اگر شرّ ايشان عام و شامل باشد ، ازالهء شرّ ايشان عقلا و شرعا لازم است به طريقى كه اليق « 2 » و اولى باشد . و از طرفى دفع شرّ ايشان يكى ، حبس است و آن منع از مخالطت با اهل مدينه باشد . دوم ، قيد و آن منع از تصرّفات
--> ( 1 ) . « ترهيب » به معنى ترسانيدن است . ( 2 ) . سزاوارتر .